5/06/2004

تقريبا از هر ده دفعه اي كه ميام پشتِ ميزِ كارم ميشنم,هشت دفعه اين تپل-مپلِ مو حنايي رو ميبينم كه اومده پشت بوم و داره رخت و لباس آويزون ميكنه.پنج بار از اين هشت بار از خودم ميپرسم,"مگه اين يارو كارِ ديگه نداره؟!".احتمالا اگر اون هم ميتونست هر ده باري كه مياد پشتِ بوم,من رو ببينه,از خودش ميپرسيد,"مگه اين يارو كارِ ديگه اي غير از پشت پنجره نشستن نداره؟!"......فكر ميكنم نتيجه گيري هاي خيلي ها(مِن جمله خودم),از دغدغه ها و مشغوليت هاي بقيه همين فرم رو داره...

No comments:

Post a Comment