2/09/2004

روي آب دراز كشيدم.نيمي از بدنم زير آب و نيم ديگر روي آب.صورتم كاملا بيرون از آب و به راحتي نفس ميكشم.من براي تنهايي هام دنبال دليل و توجيه نميگردم.من از تنهايي ام خيلي لذت ميبرم...دوست دارم كاملا برهنه جلو برم.دوست دارم بي واسطه لذت ببرم يا رنج بكشم... ميخوام خلسه ي لحظه هايي كه روي آب دراز كشيدم رو رها كنم,از آب و تجير هاي شيشه هايي دور شم و سوز و سردي باد رو تا عمق ريه هام فرو بدم.خيلي عميق نفس بكشم...maybe its out there ...

No comments:

Post a Comment