1/12/2004

نشسته ام.آرام و بي صدا.زمستان است و مه,كمي فراتر از مه صبحگاهان ,كمي سنگين تر,چونان مهي كه بر انديشه دارم...آآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه...به اين چند روزه دنيا مي انديشم و به آن روزها كه گذشت.آآآآآآآآآه ه ه ه ه ...مي انديشم و ميانديشم...بويي به مشام رسد...
بوي نا,بوي كهنگي,بوي انباري خونه ي قيطريه ي مامانجون اينا.بوي اتاق زير شيرووني.خودم و فكرمو گذاشتم تو صندوق,چند تا ورق نفتالين هم گذاشتم لابه لام كه بيد نخورتم.لطفا شش ماه يك بار نفتالين ها رو به روز كنيد,اكسپاير ميشن,حيف بيد بهم بزنه.متشكرم.

No comments:

Post a Comment