11/19/2003

احتمال ميدم,منشا مازوخيزم اش از اونجائيه كه به پوچي رسيد.همه چيز رديف و روبراه.حالا بگرد دنبال مفاهيم خاص و عميق كه به اين بودن "روبراه گونه" معني بده.بگرد و پيدا نكن!(اساسا وجود هم نداره.سرتو بگير بالا سوت بزن.)عرفان و بودا و عشق و عاشقي وبعدش هم شكست در عشق و ياس فلسفي و غرق شدن تو پژوهش و درس و چه و چه وچه.نشد؟باشه.مشكلي نيست!لابلاي همون المان هاي بالا ميشه يه چيزي پيدا كرد. ... پيدا شد؟بعله!حالا بشين هي براش غصه بخور و گريه بكن و يادش بيافت وسيگار بكش و مشروب بخور وشعر بگو و خودتو درب و داغون كن.ميبيني درست شد!حالا بلند شو و با صداي رسا به مازوخيزم بالفعل شده ات خوشامد بگو

No comments:

Post a Comment