11/02/2003

"جوجه"ي عزيز!
خيلي خوشحالم كه بالاخره تصميمت رو گرفتي.چه خوب كه فهميدي بايد با عشقت چه كني.چه خوب كه هر دو تون به اين نتيجه رسيديد كه هيچوقت نبايد فضاي شخصي هم رو از بين ببرين و بايد به تنهايي هاي هم احترام بگذاريد.
... البته.اينكه مجبور نباشي براي به دست اوردن هر چيزي بجنگي,خيلي خوبه.انرژيت براي چيزهاي بهتري ذخيره ميشه.اما اگر روزگاري ناچار شي مبارزه كني,هيچ چيز بهتر از اين نيست كه هر لحظه به خودت اطمينان بدي كه :"اره.ارزشش رو داره" و جلو بري.تبريك به اين خاطر كه فهميدي اين ادم ارزش تلاشت رو داره.
جوجه ي خوبم,مرسي از اينكه جريان روزي كه از دوست پسرت خواستگاري كردي رو بهم گفتي.انقدر خوشگل بود برام,كه هر لحظه يادش ميافتم و تجسم ميكنم,ناخود اگاه لبخند ميزنم!!!وقتي براي مامانم تعريف كردم,اولين چيزي كه گفت اين بود"خوب شد پسره سكته نكرد"!!!!!!!!!!!
بازم كلللللللللللييييييييييييييييي تبريك و كللللللللللللليييييييييييييي ارزوي خوب خوب!هر وقت تو چيدن خونه ات كمك خواستي منم هستم!!!!!!!

No comments:

Post a Comment