10/05/2003

هي!شب شده.شيشه هاي رفلكس تا زماني كه نور بيرون بيشتر از توئه,يعني روز,كار خودشون رو خوب انجام ميدن.حالا شب شده عزيزم.همه ميتونن ببيننت.گرچه ممكنه خيلي ها هم نگاهت نكنن.
شب شده.شيشه ها رفلكس ان.از بيرون ديده ميشي.

اين دقيقا حس دوازده ظهر امروز بود,وقتي تو راه پله هاي دانشكده ازم پرسيد "هيوا تو وبلاگ مينويسي؟" و وقتي كه فهميدم وبلاگي كه خونده خودشه و من هم همونم!ظاهرا شب هاي زيادي شيشه ها رفلكس بودن و من بي خبر.اره.از بيرون ديده ميشم!!!!bonjour,cher spectateurs!!!!!
ببينم كي از اين كل كل برنده بيرون مياد.من يا وانموده ي من؟!يعني جراتش رو دارم روي "ديده شدن" ريسك كنم و همينجور كه چراغ روشنه ,لباس ها رو عوض كنم؟!

No comments:

Post a Comment