7/25/2003

اين مقاله رو از "زنان ايران اينجا گذاشتم-تن دادن به واژه هاي تحقير اميز:
_ چه دختر نجیبی!
_ این خانم چقدر متین هستن!
_شما گذشت کن. خانمها گذشتشون بیشتره!

این واژه ها آشنا هستند. " متین" ، " نجیب" ، " با گذشت" . کلماتی که متناوبا در وصف زنان و برای ذکر خوبی و مقبولیت آنها، تکرار می شوند و به موازات تکرار این واژه ها، زنانی را شاهدیم که برای به دست آوردن و نگاهداشتن بار معنایی این واژه ها، هر روز خود، باورها، ارزش ها و رفتارهایشان را به حلقه بسته تر و تنگتری پرتاب می کنند.
نجابت و متانت از جمله صفاتی است که عرفا، جزیی از خصایص "زن خوب" ، محسوب می شوند.کلناتی که به دنبال واژه بودن، بارهای معنایی سنگینی را به دوش صاحبان این صفات، میفکنند. زنانی که شانه های خم شده شان، گاه بر زیر این بار سنگین، می شکند.
" متین" در فرهنگ لغت فازسی معین، اینطور معنا شده است: " محکم، استوار، پابرجا" و درباره متانت در همین فرهنگ، آمده است: " محکم بودن، استوار بودن، محکمی، وقار، نیرومندی" . اما متانت و شخص متین در فرهنگ کوچه ها ی ایرانی، مفهوم دیگری را به دنبال خود می کشد. متین یعنی ساکت. متین یعنی آرام و مطیع. صفت متانت به زنی اطلاق می شود که در روابط روزمره ، از بحث و مجادله حتی برای احقاق حقوق شخصیش، می پرهیزد. او زنی است که در مجادلات، معمولا کوتاه می آید و جالب اینجاست که این را به حساب گذشت و متانتش می گذارند.
نجیب کلمه دیگری است که در موارد استفاده، عموما با کلمه متین، مشابهت دارد. این کلمه در فرهنگ معین، اینطور معنا شده است:" آنکه از خانواده ای بزرگ باشد، اصیل، پارسا، هر چیزممتاز" و همچنین برای نجابت آمده است:" نجیب بودن، اصیل بودن، پاک نژاد بودن" . اما نجیب در فرهنگ حاکم بر روابط مردمی دراین دیار، یعنی "سر به زیر" . یعنی خجول و آرام. نجابت صفت زنی است که چشم و گوش بسته باشد. زنی که بلند صحبت نمی کند. بلند نمب خندد. لباس های تیره بر تن می کند. او زنی است که احتمالا در روابط با مردان، همیشه ماسک خجالت بر چهره دارد.
اینکه صفتی در طی زمان، چگونه از " استوار و پابرجا" در معنای واقعی به " ساکت و مطیع" در باور عامه می رسد و یا "پاک نژادی و اصالت" چگونه به " سربزیری و خجالت" تبدیل می شود، امری عجیب و شاید کمی هم جالب است.
در فرهنگ لغوی فارسی، کلماتی از این دست، کم نیستند. کلماتی که در طی زمان، استحاله معنایی شده و از مفاهیم و معانی اصیل خود، به مفاهیمی بازاری و سودجویانه بدل شده اند. کلماتی که اتفاقا در بسیاری از موارد، تغییر مفاهیمشان، در جهت تضعیف زنان، بوده است و یا معانی جدید آنها، تنها برای زنان، به کار رفته است. کلمات دیگری مثل گذشت، ایثار و...
در فرهنگ ایرانی، گذشت و ایثار، جزء صفات ستایش شده و بسیار مورد سفارش، بوده و هستند. چنانکه از ادبیات و اشعار کلاسیک گرفته تا قصه های عامیانه فلکلورو حتی رسانه های امروزی، دائما افراد به داشتن این صفات توصیه می شوند و صاحبان این صفات، مورد ستایش و تحسین قرار می گیرند.
اما اینکه این صفات برای زنان، چه مفاهیمی را شامل می شود، گاه بسیار دردناک و غم انگیز است. این باور که زنان گذشت بیشتری دارند، فداکارترند و...در فرهمگ ارتباطات امروز، به سلاحی برای شکست زنان بدل شده است. حربه ای برای تضعیف جنسیت زن.
زنانی که در تمام روابط اجتماعی، خانوادگی، کاری و حتی ساده ترین بحث ها، با پذیرش شکست، تصور می کنند که عمل بسیار خیرخواهانه ای انجام داده اند. آنها در روابط خانوادگی، با تحمل هر تحقیر و توهینی، حتی اگر کتک بخورند، حتی اگر همسرانشان، زن دیگری اختیار کنند و... به زندگی باز می گردند. در روابط کاری، برای به دست آوردن حقوق عادی خود، از بیمه های پرداخت نشده تا اضافه کاریها و اجحاف های محیط های شغلی، می گذرند. آنها حتی گاهی از پول اضافی که یک راننده تاکسی از آنها گرفته نیز می گذرند. این زنان همیشه در روابط و تعاملات، کوتاه آمده و به اصطلاح گذشت می کنند و تنها چیزی که عایدشان می شود، صفت " با گذشت" است.
این صفات معمولا در قبال عملی که جامعه از زنان، انتظار انجام آن را دارد، به زنان اهدا می شوند. در حقیقت هدایایی هستند، برای زنانی که این حریم ها و روابط را حرمت می نهند و پاس می دارند.
به عنوان مثال، به زنی که در اوج جوانی، همسرش را از دست داده و فرزند کوچکی دارد و برای همسویی با تفکر رایج از ازدواج، اجتناب می کند و زندگی خود را وقف فرزندش می سازد و یا به زنانی که تنها برای داشتن فرزندانشان در کنار خود، همسران بزهکار، بیکار و... را تحمل می کنند، " ایثارگر" و "فداکار" می گویند. مثل معروف " سوختن و ساختن" در همین ارتباط استفاده می شود.
این زنان تمامی زندگی خود را در قبا ل به دست آوردن این واژه ها از دست می دهند. واژه هایی که چون هیولایی تمام زندگی، خواسته ها ، آرزوها و ارزش های آنان را می بلعد و در مدت زمانی کوتاه، از این زنان، جز پوسته ای در ظاهر و رفتاری چون ماشین های از پیش برنامه ریزی شده، باقی نمی گذارد.
اما مسئله برای زنانی که تن به پذیرش چنین واژه هایی نمی دهند، دردناک تر است. آنها همیشه مجبور به تحمل برچسب هایی هستند که سنگین تر و تیره تر از واژه های قبلی است. زنانی که برای گرفتن حقوق خود، چانه زنی و مجادله می کنند، " سلیطه" خوانده می شوند. زنانی که برای داشتن زندگی خوب که حق طبیعی آنهاست، ازدواج مجدد، می کنند و یا از همسرانشان جدا می شوند، " بی عاطفه" ، " بی احساس" و " پست" به حساب می آیند.
این زنان از زیر فشار واژه های اهدایی عرف، فرار می کنند، اما زیر فشار سنگین تری از برچسب های تیره و سیاه، خرد می شوند. برای هیچ کس اهمیتی ندارد که زنی که برای چندین دقیقه در جمعی، تحسین می شود و با صفات نجیب و با گذشت و.. مورد ستایش قرار می گیرد، در خلوت به چه می اندیشد؟ بهای این واژه ها را چگونه می پردازد؟ روح انسانی اش را چگونه از دست می دهد؟ و شانه هایش چگونه هر روز و هر روز، خمیده تر می شود؟

No comments:

Post a Comment