6/24/2003

شنبه- 31 خرداد- برد دانشكده ي مواد:" به علت در گيري هاي اخير , شوراي دانشگاه در جهت رفاه حال و اسايش دانشجويان , امتحانات پايان ترم را در شهريور ماه جاري نيز برگزار خواهد كرد. دانشجويان در صورت تمايل ميتوانند فرم درخواست را از اموزش دانشكده ي خود دريافت كنند." هيوا + اكثرهم دانشكده اي ها + اكثر هم دانشگاهي ها= فرم پر كردن. ساعت 4 بعد از ظهر : تعداد فرم هاي پر شده= 2800 تا.

يكشنبه- 1 تير- تعطيلاتم رو با تمام انرژي شروع كردم.

دوشنبه- 2 تير- 7:30 بعد از ظهر, در حالي كه دارم براي مهموني ا شب اماده ميشم: زنگ تلفن- ... امروز ظهر دانشگاه بودم , 5 دقيقه بعد از اومدنم اموزش كل يك بيانيه داده گفته فقط بچه هاي خوابگاه ميتونن شهريور امتحان بدن , ما هم در صورتي ميتونيم امتحان هاي اين هفته رو كه نداديم بديم كه امتحان هاي هفته ي دوم رو بديم ... هيوا: نه امكان نداره! من خودم با دكتر س و دكتر د صحبت كردم.گفتن دانشگاه با دانشجو ها همكاري ميكنه.

سه شنبه- 3 تير- 8 صبح – زنگ تلفن : ... الو! پا شو بيا !دارن اذيت ميكنن. 9:30 صبح-جلوي اموزش كل- خانوم ك : اين تصميمي ا كه شورا گرفته!ما هم نميتونيم كمكي بكنيم! به همه ي دوستاتون خبر بدين! و اينجوري از 8 نفر 3 نفر پريدن خونه سر درس! ( گوسفند چه خبر؟؟؟؟؟) 11:30 صبح- با كلي جون كندن جمعيت رسيد به 50 نفر. داد و بيداد و دعوا. دكتر ع : اين بيانيه اشتباهه! ما درس هايي كه هفته ي اول ندادين براتون حذف ميكنيم, تنها مصاعدتي كه ميتونيم بكنيم اينه كه بذاريم ترم اينده 24 واحد بر دارين.( جمعيت هاج و واج!) از اون طرف دكتر ف : شما چي ميخواين؟ هر چي ميخواين بگين من مطرح ميكنم , اما تضمين عملي شدنش رو نميدم! ( واقعا لطف ميكنيد زبان رتجه ميكنيد!!) 12 ظهر- بچه ها بريم دم در دفتر رياست! ( چقد سر و صدا) يكي از بچه هاي شوراي صنفي دانشگاه : شهرتاش سر قضيه اخراجي ها ككش هم نگزيد! بچه ها 10 شبانه روز دم دفترش تحصن كرده بودن! بريم دم وزارت علوم .بچه ها: ( جمعيتي نزديك به 160 نفر) بريم! – تا فاصله اي كه اتوبوس مياد- هيوا : ااا!اونجا رو دكتر ب! معاون دانشگاه! اقاي دكتر ... ( دكتر حرفش رو بريد و خيلي مودبانه گفت تو كه خوابگاهي نيستي, غلط كردي امتحان ندادي!) من غلط كردم يا نكردم, به خودم مربوطه!همه ي اينا اتفاقاتي ان كه افتاده. ما ميخوايم وضعيت موجود اصلاح شه! ( با داد!)اقاي دكتر: خوب شما بخواين. ( اخ!قلبم!) 12:15- اتوبوس اومد بچه ها! بياين بريم. – جمعيت 160 نفره ي معترض به 40 نفر اب رفت! اخه مجوز براي تحصن نبود!!!( هر بچه اي ميدونه كه تحصن بدون شعار يك عمل كاملا قانوني ا) جلوي وزارت علوم تحقيقات و فن اوري- ظل افتاب- دكتر ظريفيان: چييييييي؟؟؟؟؟ ما به تمام دانشگاه هاي سراسر كشور ابلاغ كرديم كه بدون هيچ قيد و شرطي امتحان ها در دو نوبت برگزار شه! من الان با شهرتاش تماس ميگيرم. ساعت 2:30 بعد از ظهر- از بچه هاي شوراي صنفي: قرار شد شهرتاش با شورا هماهنگ كنه و نتيجه رو فردا ظهر اعلام ميكنن. فردا ساعت 12 جلوي دفتر شهرتاش.

6:24 عصر-هيوا پشت كامپيوتر- نتيجه گيري ا اخلاقي و منطقي:
1- به حرف بزرگترتون گوش بديد.اگر والدينتون ميگن مملكت بي صاحب ا, مواظب باش بازي نخوري, گوش كن يه چي ميدونن يه چي ميگن. حداقل بيشتر فكر كن.
تا زماني كه در اين مملكت ا گل و بلبل زندگي ميكنين , اصلا اينده نگري نكنيد.فقط براي حال خودتون تصميم بگيرين.فقط براي لحظه.همين.

No comments:

Post a Comment