5/26/2003

يك كابوس. يك كابوس وحشتناك.
نسبت به داشتن ارتباط با كسي كه دوست داري تا اين حد بي تفاوت باشي . هيچ هيجاني احساس نكني , هيچ گرمايي ازش نگيري و در نتيجه روز به روز سرد و سرد تر بشي. يك عروسكي از تو در اون رابطه باشه ولي خودت مدام دور بشي. دور و دور تر. اون ادم همونه ,هموني كه دوستش داشتي و ازش خواستي كه كنارت باشه.تو هم هنوز همون ادمي , اما چيزي تغيير كرده . چيزي كه نميدونم. اين همه بي تفاوتي و سرما از كجا مياد. ؟ ..... بايد تموم شه.بايد تموم شه. چيز زيادي باقي نمونده. حد اقل بذاريم خاطره هاي خوبمون بمونه. ....

No comments:

Post a Comment