4/03/2003

ديشب شب سختي بود.خيلي سخت.ببيني كه عزيز ترينت جلوي چشمت داره درد ميكشه و هيچ كاري هم از دست تو بر نمياد.اما با همه ي اين اوصاف , يك چيز خيلي توجه ام رو به خودش جلب كرد,غرورش واقعا برام لذتبخش بود.خيلي لذتبخش.

No comments:

Post a Comment