4/09/2003

1.كتاب ها و روسپي ها را ميتوان به بستر برد.
2.كتاب ها و روسپي ها زمان را در هم ميبافند,بر شب مانند روز, و بر روز مانند شب حكم ميكنند.
3.نه كتاب ها براي دقيقه ها ارزش قايلند,ونه روسپي ها.اما اشنايي نزديك تر با انها نشان ميدهد در واقع چقدر عجولند.همين كه توجهمان به انها معطوف شود ,شروع به شمردن دقيقه ها مي كنند.
4.كتاب ها و روسپي ها همواره در عشقي نا كامياب نسبت به يكديگر به سر برده اند.
5.كتاب ها و روسپي ها هر دو مردان ويژه ي خود را دارند, مرداني كه از طريق انها گذران روزگار مي كنند, و عذابشان مي دهند,در اين زمينه,مردان ويژه ي كتاب ها منتقدان اند.
6.كتاب ها و روسپي ها در موسسه هاي عمومي جاي دارند-مشتري هر دو دانشجويان اند.
7.كتاب ها و روسپي ها-به ندرت كسي كه كه تصاحبشان ميكند, شاهد مرگ شان مي شود.پيش از انكه عمرشان به سر رسد گم گور ميشوند.
8.كتاب ها و روسپي ها خيلي علاقه دارند توضيح دهند چگونه به اين روز و حال افتاده اند:و از گفتن هيچ دروغي فروگذار نميكنند.در واقع, اغلب,سير و چگونگي ماجرا را متوجه نشدهاند,سال ها دنبال "دلشان"رفته اند, و روزي بدني فربه در همان نقطهاي براي خود فروشي مي ايستند كه صرفا براي "اموختن درس زندگي" توقفي داشته است.
9.كتاب ها و روسپي ها وقتي نمايش مي دهند ,دوست دارند پشت كنند.
10.كتاب ها و روسپي ها زاد و رودشان زياد است.
11.كتاب ها و روسپي ها-"راهبه ي پير- روسپي جوان". چقدر كتاب هست كه زماني بد نام بودند و اكنون راهنماي جوانان است.
12.كتاب ها و روسپي ها دعوا مرافعه هاي شان را جلو چشم همه مي كنند.
13.كتاب ها و روسپي ها- پانويس هاي يكي , اسكناس هاي ديگري در جوراب هاي بلندش است.

خيابان يكطرفه-والتر بنيامين.

و اما نظر خودم,اين نوع نگاه خيلي .جالبه, نوعي كه خودم اصلا ندارم. توي پرانتز, از بكار بردن ا لفظ روسپي,فاحشه, بدكاره و ... براي يك عده زن با زندگي هاي خاص -به علت قدرت گرفتن اخلاق گرايي از يك مقطع زماني به بعد-متنفر و بسيار شاكيم.

No comments:

Post a Comment